بایگانی: اردیبهشت ۱۳۹۲
مشتاقم ای بهار
بنشین
برابرم که تماشا کنم تو را
تا
در دو چشم خسته مهیا کنم تو را
تو
آیت بهاری و معنای آفتاب
آیینه
میشوم که هویدا کنم تو را
در
های و هوی قصه بگو راز عشق را
شاید
میان این همه پیدا کنم تو را
سر
میزنم به خاطرهٔ چشمهای تو
تا
با نگاه سرزده دریا کنم تو را
چشمت
بهار، سبزترین راز زندگی
نفرین
به هر چه واژه که حاشا کنم تو را
در
جان و دل گره زدهای مهر خویش...